اشکار کلا
لغت نامه دهخدا
اشکارکلا. [ اِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دابو بخش مرکزی شهرستان آمل که در 10000گزی شمال خاوری آمل واقع است. محلی دشت، معتدل، مرطوب، و مالاریائی و سکنه آن 75 تن و مذهب آنان شیعه ولهجه برخی از ایشان مازندرانی است. آب آن از چشمه و رودخانه هراز و محصول آن برنج، کنف، صیفی است. شغل اهالی زراعت است و راه آن مالرو میباشد. بنای معصوم زاده آن قدیمی است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان دابو بخش مرکزی شهرستان آمل که در ۱٠٠٠٠ گزی شمال خاوری آمل واقع است. محلی دشت معتدل مرطوب و مالاریایی.
جمله سازی با اشکار کلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیل و گرگ و حیدر اشکار نیز اژدهای زفت و مور و مار نیز
💡 هست کسی کو چو من اشکار نیست هست کسی کو تلف یار نیست؟
💡 هر که در اشکار چون تو صید شد صید را ناکرده قید او قید شد
💡 چو ماهی خرمی کردند هموار به چوگان و شراب و رود و اشکار
💡 اشکار خشک آرند با وصف بت نگارند چون فیض در حقیقت کس شعر تر نبندد
💡 تو بیدار باش اشکار و نهان که از پاست آباد خسبد جهان