اشک پیازی
لغت نامه دهخدا
اشک پیازی. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک سرخ:
تا چشم تو آراسته سرنامه ناز است
از دیده عشاق دهد اشک پیازی.علی خراسانی ( آنندراج ).و رجوع به اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین شود.
فرهنگ فارسی
اشک سرخ
جمله سازی با اشک پیازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سامانه تور پیادهسازیای از روش مسیریابی پیازی است که در آن پیامها رمزنگاری میشوند و از داخل شبکهای از سامانهها که به وسیلهٔ کاربران داوطلب در نقاط مختلف جهان راهاندازی شدهاست، عبور داده میشوند.
💡 با معرفی اسلام در قرن هفتم، معماری مسجد و مقابر نیز این گونه را تصویب و توسعه داد. از نوآورییهای سازه ای میتوان به گنبد رک، طبلی، گنبد مخروطی، گنبدهای دو پوش و سه پوش، و استفاده از مقرنسها و فرمهای پیازی اشاره کرد. الگوی تزئینی آجر، دندههای تزیینی، گچبری رنگی و کاشیکاریهای رنگارنگ برای تزئین خارج و همچنین سطوح داخلی استفاده میشود.
💡 ملتحمه به دو قسمت پیازی (روی کره چشم) و پلکی تقسیم میشود. محل رسیدن این دو ملتحمه به هم چین ملتحمهای نامیده میشود.
💡 مجموعهی بیبی خانم یک پلان چهار ایوانی است و دارای سه گنبد پیازی شکل است که بزرگترین آنها محراب اصلی را شکل میدهد و دو گنبدکوچکتر دیگر(واقع در بخش شمالی و جنوبی) در طول یک محور عمودی قرار دارند.
💡 کلاغَک یا سنبلک (نام علمی: muscari) نام یک سرده از گیاهان از تیرهٔ مارچوبگان راستهٔ مارچوبهسانان که علفی است و دارای ریشهٔ پیازی شکل است و متعلق به تکلپهایها است. گلهایش خوشهای شکلاند و در انتهای ساقه قرار دارند و دارای رنگ آبی مایل به بنفش با تلألو قرمز هستند.
💡 خشک و تهی شد سرت مگر تو کدوئی خام و دو تو شد دلت مگر تو پیازی