لغت نامه دهخدا
( آشوب انگیز ) آشوب انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب ) فتنه انگیز.
( آشوب انگیز ) آشوب انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب ) فتنه انگیز.
( آشوب انگیز ) فتنه انگیز.
( آشوب انگیز ) ( اسم ) فتنه انگیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر او مالید پر کای خواجه برخیز که امشب خوابت آمد دولت انگیز
💡 چند از این عقل ترّهات انگیز چند ازین چرخ و طبع رنگ آمیز
💡 فتنه گویند بر انگیخت نزاری ز جهان فتنه انگیز بود عاشقِ شوریدۀ مست
💡 با لعبت فر خار نشاط و طرب انگیز وز خار تعب چشم بداندیش همی خار
💡 هلال نعل که گر بر سپهرش انگیزی فتد ز پویه به چرخ چهارمش چو گذار
💡 اشعار گروه توسط خواننده گروه یعنی هانسی کورش نوشته میشود و او در نوشتن این اشعار سخت تحت تأثیر نوشتههای وهم انگیز و افسانهها و موضوعات سنتی نویسندگانی چون جی. آر. آر. تالکین، استفن کینگ و مایکل مورکک قرار دارد.