لغت نامه دهخدا
اشعه وسطی. [ اَ ش ِع ْ ع َ / ع ِی ِ وُ طا ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) در تداول گیاه شناسی، بر سلولهای پارانشمی که در فواصل دو دسته چوبی و آبکشی قرار گرفته اند، اطلاق شود. رجوع به گیاه شناسی ثابتی ص 288 و 310 شود.
اشعه وسطی. [ اَ ش ِع ْ ع َ / ع ِی ِ وُ طا ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) در تداول گیاه شناسی، بر سلولهای پارانشمی که در فواصل دو دسته چوبی و آبکشی قرار گرفته اند، اطلاق شود. رجوع به گیاه شناسی ثابتی ص 288 و 310 شود.
اشعه وسطی در تداول گیاه شناسی بر سلولهای پارانشمی که در فواصل دو دسته چوبی و آبکش قرار گرفته اند اطلاق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرتوشناسی: یک شاخه یا تخصص از علوم پزشکی است که با مطالعه و به کار بردن فناوری تصویربرداری توسط تابش و اشعه ایکس در جهت تشخیص و درمان بیماری سر و کار دارد.
💡 این گرد خیمه را که پر از میخ دامنست وز پرتو اشعه برو تافته طناب
💡 ایمنی هستهای: دستیابی به شرایط عملیاتی مناسب، پیشگیری از حوادث یا کاهش عواقب سوانح که موجب حفاظت از کارکنان، مردم و محیط زیست در برابر خطرات ناروای ناشی از اشعه است.
💡 وانگه به قرص طلعت تو کز اشعه اش شرمنده ماه چهارده و شمس خاور است
💡 سطوحی تیره رنگ و محکم هستند که میتواند دیوار، کف، تیغههای داخلی یا محفظههای محتوی آب باشند که در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار میگیرند و اشعههای خورشید پس از برخورد به آنها جذبشان میشوند.