لغت نامه دهخدا
است مویز. [ اَ م َ ] ( اِ مرکب ) آش جوی که از مویز سازند. ( مؤید الفضلاء ).
است مویز. [ اَ م َ ] ( اِ مرکب ) آش جوی که از مویز سازند. ( مؤید الفضلاء ).
آش جوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان مویز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹۱ نفر (۱۲۴خانوار) بودهاست.
💡 تو نهای زان نازنینان عزیز که ترا دارند بیجوز و مویز
💡 نه جعل ماند پیش او نه مویز پیش ابله چه بانگی صبح چه تیز
💡 نار بودی نور گشتی ای عزیز غوره بودی گشتی انگور و مویز
💡 معروفترین سوغاتی یاسوکند انگور و محصولات حاصل از آن نظیر کشمش، شیره انگور و مویز میباشد. همچنین صنایع دستی یاسوکند عبارت انداز: