فرهنگ معین
(اَ ) (اِمر. ) (در آداب دینی زرتشتی ) سنگ بزرگی است چهار گوشه که آلت های مخصوص از قبیل هاون و دستة هاون و برسمدان و طشت و ورس را بر روی آن می نهند.
(اَ ) (اِمر. ) (در آداب دینی زرتشتی ) سنگ بزرگی است چهار گوشه که آلت های مخصوص از قبیل هاون و دستة هاون و برسمدان و طشت و ورس را بر روی آن می نهند.
( اسم ) ( در آداب دینی زرتشتی ) سنگ بزرگی است چهار گوشه که آلت های مخصوص از قبیل هاون و دست. هاون و برسمدان و طشت و ورس را بر روی آن مینهند.
(در آداب دینی زرتشتی)
سنگ بزرگی است چهار گوشه که آلتهای مخصوص از قبیل هاون و دستة هاون و برسمدان و طشت و ورس را بر روی آن مین
💡 اگر این معنی در بتکده روی نماید روی به بت باید آورد و زنّار گاهگاه بر میانِ وقت باید بست و از غم برست و به یقین باید دانست که عاشقِ گرانمایهٔ سبکرو را هر چیز که جز معشوقست حجاب راه معشوقست:
💡 امام جواد عليه السلام نگاهى بر چهره من نمود و آن گاه فرمود: گمان مى كنم كه تشنههستى ؟
💡 آنگاه خانه خدا را طواف كرد و سپس آمد در نزد مقام نماز گذارد وقتى سر از سجدهبرداشت جاى سجده اش از اشكهاى چشمانش خيس شده بود و هر گاه مى خنديد مى گفت:(الهم لاتمقتنى ) (105)
💡 و گاه به معنى قرآن يا وحى آسمانى آمده است مانند و كذلك اوحينا اليك روحا من امرنا: اينگونه وحى به سوى تو فرستاديم، روحى كه از فرمان ما است (شورى - 52).
💡 گه تبسم از لبش، گاهی سخن گل می کند فتنه ای هر دم ازان کنج دهن گل می کند
💡 گفت مه گویم چرا گاهی هلالم گاه بدر خلق را تا چند ازین ره در گمان آوردهام