ارغید خانی

لغت نامه دهخدا

ارغیدخانی. [ ] ( اِخ ) قصبه ای است کوچک در ولایت و سنجاق قونیه، در قضای ایلغین در 15 هزارگزی شمال غربی قصبه ایلغین. ( قاموس الأعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

قصبه ای است کوچک در ولایت و سنجاق قونیه

جمله سازی با ارغید خانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشت عمرم، اگر چه بناخوشی، یک چند؛ کنون همی گذرد خوش، بدولت خانی

💡 مسلم شد کز آن ایران و تورانت مسلم شد که تو با فر افریدون و با قدر قدر خانی

💡 طغیان دادشاه در بلوچستان، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، سمیه خانی پور

💡 به عجز گفت که: از خانی و ز سلطانی به او لقب زره جاه و رتبه نتوان داد

💡 محمدرضا صولتی، مهدی ثانی خانی، کیوان صادقی یگانه، وحید رونقی و...

💡 کسی کز پیشگاه تو بکمتر خدمتی افتد بجیحون افتد از فرغر بدریا افتد از خانی