اذیو خان

لغت نامه دهخدا

( آذیوخان ) آذیوخان. [ وَ ] ( اِخ ) نام قریه ای بنهاوند.

فرهنگ فارسی

( آذیو خان ) نام قریه بنهاوند

جمله سازی با اذیو خان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب را این همه‌کیفیت رعنایی نیست مگر از پرتو فیض قدم خان شده است

💡 چشمت که ز خون ما شرابی است دایم پی خان و مان خرابی است

💡 ز جاه، حکم به نام هزار خان بنوشت؛ ز رتبه، راتبهٔ صد هزار سلطان داد

💡 حبیب‌الله نیز به سوگند نادر خان اعتماد نموده، دست از سلطنت کشید.

💡 چو آن مهتر آمد سوی خان خویش به مهمان بیاراست ایوان خویش

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز