لغت نامه دهخدا
اخترشمردن. [ اَ ت َ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) بشب بیدار ماندن. بیخواب ماندن در شب. شب بیداری. ( مؤید الفضلاء ) ( برهان قاطع ). و رجوع به اختر شود.
اخترشمردن. [ اَ ت َ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) بشب بیدار ماندن. بیخواب ماندن در شب. شب بیداری. ( مؤید الفضلاء ) ( برهان قاطع ). و رجوع به اختر شود.
( ~. ش ِ مُ دَ )(مص ل. ) بی - خواب ماندن، شب زنده داری.
( مصدر ) بیخواب ماندن در شب بیدار بودن. شب زنده داری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اغنیا را نیست ذکری، به زیاد اهل فقر زر شمردن، سبحه باشد در کف اهل سخا
💡 خیالی ماندم از دستت، برهنه چون کنم خود را که بر اندام من یک یک شمردن می توان پهلو
💡 (باغ ) يا (باغى ) از ماده (بغى ) به معنى (طلب ) است، و در اينجا بهمعنى طلب لذت و يا حلال شمردن حرام الهى تفسير شده.
💡 چون برابر کردم اشک خود به دریا در شمار کژ شمردن اشک خود افزون در افزون یافتم
💡 4. مردود شمردن هر گونه تعصبات فرقه اى و مذهبى و دورى از جنگ و ستيز فرقهگرايانه.
💡 در کل دو علت برای کم شمردن تالشها ذکر شده است: اول از همه فشار بر هویت تالش در دوران شوروی و دوم حساسیت برانگیختن از اینکه کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی کند.