احکام عقلایی

احکام عقلایی به قوانین و مقرراتی گفته می‌شود که عاقلان و جوامع انسانی برای سامان‌دهی روابط اجتماعی و ایجاد نظم و عدالت میان خود وضع می‌کنند و خود را به رعایت آن‌ها ملزم می‌دانند. این احکام بر پایه تجربه، نیازهای اجتماعی و توافق عمومی شکل می‌گیرند و هدف آن‌ها تنظیم رفتارهای فردی و جمعی در جامعه است. در واقع، عقلای هر جامعه برای جلوگیری از هرج‌ومرج و تحقق عدالت، مجموعه‌ای از قواعد عملی را تدوین می‌کنند و برای اجرای آن‌ها ضمانت اجرایی نیز در نظر می‌گیرند. این قوانین ممکن است در حوزه‌هایی مانند معاملات، قراردادها و روابط اقتصادی کاربرد فراوان داشته باشند. اگر چنین احکامی از سوی شارع مقدس مورد تأیید یا دست‌کم ردع قرار نگیرند، در نگاه فقهی نیز اعتبار پیدا می‌کنند. بنابراین، بسیاری از مقررات رایج در معاملات و روابط اجتماعی، ریشه در همین احکام عقلایی دارند. با این حال، این احکام الزاماً به معنای تأیید کامل عقل مستقل نیستند، زیرا عقلا ممکن است در تشخیص مصالح و مفاسد دچار خطا شوند. همچنین تأثیر امیال شخصی، قومی یا گروهی می‌تواند در وضع برخی قوانین دخالت داشته باشد. از همین رو ممکن است برخی از قوانین تصویب‌شده توسط جوامع، با معیارهای اخلاقی یا دینی سازگار نباشد. در مجموع، احکام عقلایی مجموعه‌ای از قواعد اجتماعی مبتنی بر عقل جمعی هستند که در صورت تأیید شرع، جنبه دینی نیز پیدا می‌کنند.

مترادف‌ها

قواعد عقلایی

متضادها

غیرعقلایی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احکام عقلایی، اعتبارات مصوَّب از طرف عقلا برای تنظیم روابط اجتماعی را می گویند.
احکام عقلایی، احکام و قوانینی است که عقلا برای تنظیم روابط اجتماعی و اجرای عدالت میان خویش وضع نموده و خود را ملزم به تبعیت از آن می دانند و برای اجرای آن ضمانت اجرایی نیز در نظر می گیرند. این احکام اگر مورد امضا و یا دست کم عدم ردع (منع) شارع قرار بگیرد، در شرع نیز اعتبار پیدا می کند، مانند بسیاری از احکام جاری در معاملات، زیرا احکام عقلایی، هر چند از طرف کسانی که دارای قوه عقل و شعور هستند تنظیم و وضع می شود، ولی الزاماً مورد تأیید عقل مستقل نیست، زیرا اولا: عقلا آگاه به تمامی علوم نیستند، و ثانیاً: گرفتار امیال نفسانی، ملی، قومی و گروهی اند؛ از این رو است که اکثر عقلای عالم قوانینی برای ربا خواری، دایر کردن مراکز قمار و فحشا و غیره تصویب نموده اند.