اجل گیا
لغت نامه دهخدا
اجل گیا. [ اَ ج َ ] ( اِمرکب ) بیش را گویند و آن بیخی است شبیه به ماه پروین و گویند بیش و ماه پروین از یک زمین میرویند. ( برهان قاطع ). و بیش معرب بس است و بس لفظ هندی است. اقونیطن. آقونیطن:
اخترانی که حال گردانند
تیغ او را اجل گیا دانند.سنائی.رجوع به بیش شود.
فرهنگ عمید
= بیش۲
فرهنگ فارسی
( اسم ) تاج الملوک
جمله سازی با اجل گیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دست اجل جان نبرد زاینده بر کس بنماند این جهان پاینده
💡 زمانه وار همی کند هر چه یافت ز جای اجل نهاد همی برد هر چه دید روان
💡 5 - هيچ گروهى از اجل خود پيشى نمى گيرد و از آن عقب نخواهد افتاد.
💡 مرحوم بيدآبادى اين بود كه اجل حتمى ميرزا رسيده و به صدقه جلوگيرى نمى شود.
💡 ز چنگال اجل قیصر امان یافت ز زخم ناوک جمشید جان یافت
💡 فلما اتى معاوية رحب به و حياه، و صافحهفقال معاوية: اجل ان هولاء بعثوا اليك وعصونى ليقرنك ان عثمانقتل مظلوما، و ان اباك قتله، فاسمع منهم ثم احبهمبمثل ما يكلمونك فلا يمنعك مكانى من جوابهم.