اجازه به مجاز معین در مجاز فیه مجهول
اصطلاح «اجازه به مجاز معین در مجازٌفیه مجهول» از اصطلاحات علم حدیث و روشهای نقل روایت است و به حالتی گفته میشود که استاد یا شیخ حدیث، به شخص معینی اجازه نقل حدیث بدهد، اما کتاب یا روایتی که اجازه آن داده شده بهطور دقیق مشخص نباشد. در علم حدیث، «اجازه» یعنی این که یک استاد به شاگرد خود اذن دهد تا احادیث یا کتابهای او را برای دیگران نقل کند. در این اصطلاح، شخصی که اجازه میگیرد معلوم و مشخص است، اما چیزی که اجازه نقل آن داده شده، یعنی «مجازٌفیه»، به صورت دقیق روشن نیست. برای نمونه، اگر استادی بگوید: «اجرتک کتاب السنن» یعنی «به تو اجازه دادم کتاب سنن را نقل کنی»، در حالی که او چند کتاب با نام «سنن» داشته باشد و معلوم نباشد منظور کدام کتاب است، این اجازه دچار ابهام میشود. به همین دلیل برخی از دانشمندان علم حدیث این نوع اجازه را نادرست یا باطل دانستهاند، زیرا معتقد بودهاند اجازه باید روشن و بدون ابهام باشد. در واقع، اشکال اصلی این است که شاگرد و دیگران نمیدانند دقیقاً کدام کتاب یا روایت مورد اجازه قرار گرفته است. این بحث در کتابهای علوم حدیث، بهویژه در مباحث مربوط به روشهای تحمل و نقل حدیث، مطرح شده و دانشمندانی مانند جلالالدین سیوطی به آن پرداختهاند. هدف از این دقتها در علم حدیث، جلوگیری از اشتباه در نقل روایات و حفظ اعتبار اسناد حدیثی بوده است. بنابراین این اصطلاح به نوعی اجازه حدیث اشاره دارد که در آن شخص دریافتکننده اجازه معلوم است، اما محتوای دقیق اجازه بهطور روشن تعیین نشده است. در مجموع، «اجازه به مجاز معین در مجازٌفیه مجهول» یعنی اجازهای که گیرنده آن مشخص است ولی موضوع اجازه، یعنی کتاب یا روایت مورد نظر، مبهم و نامعلوم باقی مانده است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اجازه به مجاز معین در مجاز فیه مجهول، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به اذن در نقل حدیث، در صورتی که مورد اجازه، مجهول باشد، گفته می شود.
اجازه به مجاز معین در مجاز فیه مجهول، مانند این که شیخ روایت بگوید: "اجرتک کتاب السنن" به تو اجازه دادم که کتاب سنن را نقل کنی. در این جا مجاز فیه که "کتاب سنن" می باشد معلوم نیست کدام یک از کتب سنن وی است. این صورت را گروهی از باب این که اجازه به مجهول است باطل دانسته اند.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع زیر استفاده شده است: • سیوطی، عبدالرحمن، تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی.
۱. ↑ سیوطی، عبدالرحمن، تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، ج۱، ص۴۵۴.
...