لغت نامه دهخدا
( ابوآمنه فزاری ) ابوآمنه فزاری. [ اَ م ِ ن َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) نام صحابی باشد.
( ابوآمنه فزاری ) ابوآمنه فزاری. [ اَ م ِ ن َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) نام صحابی باشد.
( ابو آمنه فزاری ) نام صحابی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله حوادث سیاسی دوران سلطنت قاورد رابطه او با سلاجقه بزرگ، از جمله عصیانش علیه آلبارسلان است. ابن اثیر، محرک قاورد علیه برادرش را وزیری نادان میداند که «مرتب، قرا ارسلان قاورد را به استبداد، توصیه میکرد و تحت تأثیر این وزیر بود که قاورد، عصیان ورزید». که آن وزیر همین شخص، یعنی محمد فزاری بوده باشد. همانطور که گفته شد یکی از نقشهایی که وزرا در اداره امپراتوری سلجوقی بر عهده داشتند توسعه متصرفات امپراتوری بود. شاید در همین راستا فزاری، مشوق قاورد در حمله به برادرش بودهاست. وی قاورد را امیدوار کرده بود که میتواند بر امپراتوری سلجوقی مسلط شود. فزاری میدانست که در کنار فتوحات قاورد نقش وی نیز پررنگتر خواهد شد. فزاری که نتوانسته بود در این راستا موفقیتی به دست آورد کوشید تا با انجام کارهای عمرانی، محبوبیتی در میان مردم کسب کند. از همین رو شروع به ساخت اماکن علمی و مذهبی نمود. از جمله کارهای عمرانی محمد فزاری، تأسیس مدرسههایی در شیراز بود که این وزیر «ضیاع فراوانی وقف آن نمود».