لغت نامه دهخدا
ابوکلده. [ اَ ک َ دَ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( مهذب الاسماء ). کفتار نر. ( منتهی الارب ). || یکی از کنیتهای مردان عرب.
ابوکلده. [ اَ ک َ دَ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( مهذب الاسماء ). کفتار نر. ( منتهی الارب ). || یکی از کنیتهای مردان عرب.
کفتار یکی از کنیتهای مردان عرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امپراتوری جدید بابل، یا کلده، از زمان شورش نابوپلاسار در سال ۶۲۶ قبل از میلاد تا یورش کوروش بزرگ در سال ۵۳۹ قبل از میلاد، تحت سلطه سلسله یازدهم ("کلدانی") بابل بود. قابل توجه است که این شامل دوران سلطنت بخت النصر دوم بود که پادشاهی یهودا و اورشلیم را فتح کرد.
💡 آوازهٔ شهرت علمی این شهر را حارث بن کلده، که از گندیشاپوریان طب آموخته و در فارس طبابت کرده و ثروتی اندوخته بود، بیش از گذشته به گوش اعراب رساند.
💡 بر اساس اسناد «اورارتویی» سابقه این شهر به میانه هزاره سوم پیش از میلاد میرسد. مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق زیادی برخوردار بوده و روزگاری مرکز حکومت اقوامی مختلفی در دوره کلده و آشور بوده است.
💡 یونانیان زمان او را ۶۰۰۰ سال پیش از زمان خود میپنداشتند و او را شاه بلخ یا کلده (گاهی آموزگار کلدیان) و دارای زندگینامه عادی دانایی فیثاغورسگرا تصور میکردند.
💡 ارومیه قبل از اسلام مرکز سلطنت مرکز سلطنت کلده و آشور بوده و نام شهر که مأخوذ از زبان کلدانی گواه بر این مدعا است.