لغت نامه دهخدا
ابومطرب. [ اَ م ُ رِ ] ( ع اِ مرکب ) شراب. ( مهذب الاسماء ). خَمر.
ابومطرب. [ اَ م ُ رِ ] ( ع اِ مرکب ) شراب. ( مهذب الاسماء ). خَمر.
شراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو| که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
💡 نوای عشق ابد میسرود عرفی دوش کجاست مطرب و آهنگ این رباب کجا
💡 تف و بوی جگر سوخته و جوشش خون گرد زیر و بم مطرب به چه پیچیده خوش است
💡 ما را طمع ز ساقی مجلس شراب توست و از مطرب آرزوی سرود رباب توست
💡 باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند مطرب و بلبل بهم در نغمه و دستان شدند
💡 مطرب و می چون به دست افتاد، شاهد گو مباش کز فروغ مه، زمین و آسمان سیمین برست