لغت نامه دهخدا
ابومحفوظ. [ اَ م َ ] ( اِخ ) معروف بن فیروز یا فیروزان کرخی. تابعی است. رجوع به معروف... شود.
ابومحفوظ. [ اَ م َ ] ( اِخ ) معروف بن فیروز یا فیروزان کرخی. تابعی است. رجوع به معروف... شود.
تابعی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر قرآن را نخواند از لوح محفوظ خدا دیو ناری بود از آن بر آسمان راهش نبود
💡 میوه اش از دزد محفوظ است و برگش از خزان شاخهایش ایمن است از اره بیخش از تبر
💡 1- خداوند، پيامبران و ياران آنها را از قهر و عذاب خويش محفوظ مى دارد. (نجّينا)
💡 5 انفاقِ پنهانى، از ريا و خودنمايى دور و به اخلاص نزديك است و آبروى گيرنده صدقه را محفوظ نگه مى دارد. (فهو خير لكم )
💡 ز بس به عهد تو ناموس خلق محفوظ است نقاب غنچه نیارد گشود باد بهار
💡 فصل ششم: در بيان محفوظ بودن علم در صدور منيره علماء بالله و بودن اوميراث انبياكه تا طالب علم وارث نشود، ارث نبرد