لغت نامه دهخدا
ابومجاهد. [ اَ م ُ هَِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن کیسان. محدث است و از ثابت بنانی روایت کند.
ابومجاهد. [ اَ م ُ هَِ ] ( اِخ ) هشام بن سفیان. محدث است.
ابومجاهد. [ اَ م ُ هَِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن کیسان. محدث است و از ثابت بنانی روایت کند.
ابومجاهد. [ اَ م ُ هَِ ] ( اِخ ) هشام بن سفیان. محدث است.
هشام ابن سفیان محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شيخ با آن استعدادى كه داشت شب و روز در خدمت سيد مجاهد بود و هم در محضر شريفالعلماء با جديّت مشغول تحصيل علم شد.(35)
💡 1- هدف مجاهدان واقعى، بدست آوردن رضاى خداست، نه پيروزى و غنائم و خودنمايى. (افمن اتّبع رضوان اللّه...)
💡 سعید شاهسوندی (زاده ۱۳۲۹ در شیراز) از اعضای قدیمی و عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق که در سال ۱۳۶۷ از این گروه جدا شد.
💡 در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل هست بهتر از حیات صد هزاران جان صیام
💡 ظهر پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱، دوربینهای مراقبتی مجموعه بهشت زهرا مورد حمله سایبری سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت و هک شد.
💡 امیر عزمی مجاهد (عربی: أمير عزمي مجاهد؛ زادهٔ ۱۴ فوریهٔ ۱۹۸۳) بازیکن فوتبال اهل مصر است.