لغت نامه دهخدا
ابومجاشع. [ اَ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) ازدی. ابوبکر غسانی از وی روایت کند.
ابومجاشع. [ اَ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) ازدی. ابوبکر غسانی از وی روایت کند.
ابوبکر غسانی از وی روایت کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جریان حمله اعراب به ایران در سال ۱۷ هجری، عمر بن خطاب یکی از فرماندهانش بهنام مجاشع بن مسعود را مأمور فتح شاپورخوره کرد.
💡 با وجود مقاومتهای بسیار زیاد مردم شاپورخوره، اعراب بیشاپور را فتح کردند. در سال ۱۸ هجری، عثمان بن ابیالعاص از جانب مجاشع بن مسعود، مأمور فتح کازرون شد و این شهر را تصرف کرد. پس از آن مردم کازرون و شاپور به طور مداوم علیه اعراب شورش میکردند.