لغت نامه دهخدا
( ابوسودة ) ابوسودة. [ اَ دَ ] ( اِخ ) برادرزاده ابوایّوب انصاری است و از عم خویش روایت کند.
( ابوسودة ) ابوسودة. [ اَ دَ ] ( اِخ ) برادرزاده ابوایّوب انصاری است و از عم خویش روایت کند.
برادر زاده ابو ایوب انصاری است
💡 تا چهها مجموعه لطف بهاران بودهای تا به زانو، سوده پای ما و میپوییم ما
💡 به زخم تیر نگاه تو تا به حشر اسیران نهند مرهم کافور و زهر سوده برآید
💡 بی گمان ناگاه تیرش میجهد بر پشت چرخ سوده خود بر دست او یک بار پیکان و برش
💡 سوده علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شادگان در استان خوزستان ایران است.
💡 گهی در بر کف موسی ترا گه طلعت یوسف ز نیل سوده پیچان موجزن دریای نیلستی
💡 دوست تر از همه عضویست جبین در برمن که پی سجده شود در بر او سوده جبین