ابو خلیفه

لغت نامه دهخدا

ابوخلیفه. [ اَ خ َ ف َ ] ( اِخ ) حجاج بن غیاث. محدث است.
ابوخلیفه. [ اَ خ َ ف َ ] ( اِخ ) فضل بن حباب بن محمدبن شعیب بن صخر جمحی بصری. قاضی بصرة. از روات اخبار و اشعار و انساب. وفات او بسال 305 هَ. ق. بوده است. کتاب الفرسان و کتاب طبقات الشعراء الجاهلین از اوست. و رجوع به فضل... شود.

فرهنگ فارسی

قاضی بصره

جمله سازی با ابو خلیفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اسلام سنی، انتخاب خلیفه به‌طور ایده‌آل یک انتخاب دموکراتیک است که توسط جامعه مسلمانان انجام می‌شود.

💡 پس از تغییرات گسترده در پی بازسازی، ورزشگاه خلیفه مسیر جدیدی را پشت سر گذاشت.

💡 پس از آن، ترک‌ها لشکریان زیاری را شبانه رها کرده و به خدمت خلیفه درآمدند.

💡 سپاه خلیفه روی به گریز آوردند و جلال‌الدین تا نزدیک بغداد آن‌ها را تعقیب کرد.

💡 و از غلام الخلیل رنج‌های بسیار کشید و در پیش خلیفه بر وی گواهیهای محال داد و همه مشایخ بدان رنجه دل گشتند.

💡 خلیفه ای را گفتند: چرا غلامان خویش را نمی آزاری؟ گفت: ایشان امنای ما بر ما هستند. اگر بترسانیمشان، چگونه از ایشان ایمن باشیم؟

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز