لغت نامه دهخدا
( ابوحیوة ) ابوحیوة. [ اَ ح َ یات ] ( اِخ ) شریح بن یزید الحضرمی. محدث است.
( ابوحیوة ) ابوحیوة. [ اَ ح َ یات ] ( اِخ ) شریح بن یزید الحضرمی. محدث است.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان که دانستنی بر دو قسم است. بعضی آن است که در خیال آید چون الوان و اشکال و بعضی عقل وی را دریابد و در خیال نیاید و چون حق تعالی و صفات وی، بلکه چون بعضی از صفات تو چون قدرت و علم و ارادت و حیوه که این همه را چگونگی نیست در خیال نیاید بلکه خشم و عشق و شهوت و درد و راحت و این همه چگونگی ندارد و در خیال نیاید عقل همه را دریابد. و هر چه در خیال آید ادراک تو آن را بر دو وجه است:
💡 غلطید در دماء شهیدان تنی که بود آب حیوه، ربزهخور خوان نعمتش
💡 حیات لعب و لهوست اینچ دیدی حیوه طیبه نامی شنیدی