لغت نامه دهخدا
ابوجمیل. [ اَ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) تَرّه. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ) ( السامی فی الاسامی ). سبزی. ابوالخضره. ( مهذب الاسماء ). || شرم زن.
ابوجمیل. [ اَ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) تَرّه. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ) ( السامی فی الاسامی ). سبزی. ابوالخضره. ( مهذب الاسماء ). || شرم زن.
سبزی شرم زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر چه وصف نمایم ترا به زیبایی جمیلتر ز جمالی چو روی بنمایی
💡 اینچنین خیری جمیل و اینچنین اجری جزیل آمد از اقبال دستور جهان او را بکف
💡 جمیل فیلمی به کارگردانی احمد بخشی و نویسندگی اصغر عبداللهی ساختهٔ سال ۱۳۶۶ است.
💡 جمیل کرزی متولد ۱۳۴۵ از شهر کابل است. وی دارای مدرک تحصیلی بکلوریا/دیپلم است.
💡 علی بود جمیل حق علی بود جمال حق علی بود جلیل حق علی بود جلال حق