لغت نامه دهخدا
ابوجراب. [ اَ ج ِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن محمد قرشی. محدثی است و از عطا روایت آرد.
ابوجراب. [ اَ ج ِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن محمد قرشی. محدثی است و از عطا روایت آرد.
محدثی است و از عطا روایت دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعود در سفرهای متعدد پدرش را همراهی کرد و در چندین لشکرکشی در طول اتحاد شبهجزیرهٔ عربستان شرکت کرد. نخستین مأموریت سیاسی او در سیزده سالگی و رهبری هیئتی به قطر بود. نخستین نبردی که او انجام داد در جراب در سال ۱۹۱۵ و به دنبال آن نبردی در یطب در همان سال و سپس تروبه در سال ۱۹۱۹ بود او در سال ۱۹۲۵ بحران المهمل را در مکه متوقف کرد. در دوران تصدی خود به عنوان نایبالسلطنهٔ نجد شاهزاده سعود از طریق روزنامهٔ امالقری از پدرش بهدلیل محدودیتهای اخوان انتقاد کرد. با این حال، او بعداً برای توقف شورش اخوان در نبرد سابیلا در سال ۱۹۲۹ جنگید.
💡 در سالهای ۱۳۰۵–۱۳۰۶ غرض تشویق تکههای داخلی منع پوشیدن البسه خارجی از طرف دولت اعلان گردید؛ که درین صورت صنایع نساجی دستی توسعه خوبی نمود کارخانههای نساجی کابل، جبلسراج و دستگاههای انفرادی صنعتگران دستی در مزارشریف بغلان کندز بدخشان، قندهار، جلالآباد، کاشی کاری استالف جراب دستکش و ژاکت هزارستان و غزنی کسب موفقیت نموده بود.