لغت نامه دهخدا
ابوثراد. [ اَ ث ُ ]( اِخ ) عوذبن غالب مصری. یکی از صالحین معروف است.
ابوثراد. [ اَ ث ُ ]( اِخ ) عوذبن غالب مصری. یکی از صالحین معروف است.
یکی از صالحین معروف است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیف به عنوان مادر ایزدی به نام اولر (نامی از اینکه پدر او کیست در منابع ثبت نشدهاست)، و از ثور، مادر الههای به نام ثراد بهشمار میرود. در برخی از تفسیرات آمده که او دارای موهبت پیشگویی میباشد، اگرچه این ادعا در ادای شاعرانه ذکر نشدهاست. اعتقاد بر این بود که او ایزدبانویی است که به دیگران برای یافتن راه حل و رسیدن به صلح در زمانهای دشوار کمک میکرد. او همچنین با زمین مرتبط بود و حامی برداشت محصولات کشاورزی بود چون میدانست اینها میتوانند همانند سرمایهای برای مردم بهشمار روند.