ابه ٔ سفلی

لغت نامه دهخدا

ابه سفلی. [ اَب ْ ب َ ی ِ س ُ لا ] ( اِخ ) قریه ای است از لحج.

جمله سازی با ابه ٔ سفلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آن ماهی که یونس را بیوبارید در دریا بیوبارد ترا چون او ازین سفلی علا یابی

💡 ده‌سفید سفلی، روستایی از توابع بخش زاغه شهرستان خرم‌آباد در استان لرستان ایران است.

💡 ذلکه سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 نه این ایوان علوی را به چادر زیب و فر یابی نه این میدان سفلی را مجال انس و جان بینی

💡 سایه‌کر سفلی، روستایی از توابع بخش کلیائی شهرستان سنقر در استان کرمانشاه ایران است.

💡 عدم دریای ظلمانی بدن این عالم سفلی حواس ظاهر و باطن به بحر و بر سفر دارد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز