ابن نکیر

لغت نامه دهخدا

ابن نکیر. [ اِ ن ُ ن ُ ک َ ] ( اِخ ) محدثی است.

فرهنگ فارسی

محدثی است

جمله سازی با ابن نکیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقل است که مریدی شیخ را به خواب دید. گفت: از منکر و نکیر چون رستی؟

💡 هر آن تنی که بدین تیغ گشت بی جان نباشد او را هول نکیر و منکر

💡 برو هنر طلب ای خواجه کز پدر مادرت درون گور نپرسد نکیر یا منکر

💡 شکر از لبان عیسی که بود حیات موتی که ز ذوق باز ماند دهن نکیر و منکر

💡 چون تجربت قوی شد و شهوت ضعیف گشت حرص و طمع نباشد جز منکر و نکیر

💡 و آن‌ گرزهٔ آتش که زند بر سر عاصی آن لحظه ‌که در قبر نکیر آید و منکر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران