ابن محمود

لغت نامه دهخدا

ابن محمود. [ اِ ن ُ م َ ] ( اِخ ) کاتب دمشقی. او راست: کتاب الدرالملتقط. وفات 753 هَ.ق.

فرهنگ فارسی

کاتب دمشقی

جمله سازی با ابن محمود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعدها و در زمان صدارت محمود خان عموی ظاهرشاه و تشکیل کشور پاکستان، سکوت در خصوص مرز دیورند شکست و منازعه‌ای به نام پشتونستان که بعدها به داعیه پشتون و بلوچ بود شکل گرفت.

💡 در پژوهشی با عنوان «بازآفرینی اسطوره سوشیانس در روزگار سپری شده مردم سالخورده محمود دولت‌آبادی» عنوان شده‌است.

💡 تو از دست ایاز خویش بستان بادهٔ روشن که چون محمود شد هر کاو به درگاهت فراز آمد

💡 در ۱۰ مهر ۱۳۹۵ بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی محمود افشار یزدی در باغ موقوفات افشار به انتخاب اعضای هیئت گزینش جایزهٔ این بنیاد به هوشنگ ابتهاج اهدا شد.

💡 باد چون محمود و سنجر هر یکی را صد غلام باد جانشان برده گوی از انوری و عنصری

💡 یکی است مایهٔ شاهی و خسروی محمود یکی است قبلهٔ شاهان و خسروان سنجر

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز