ابن سوری

لغت نامه دهخدا

ابن سوری. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) فرمانروای غور بوده و در جنگی با سلطان محمود سبکتکین مغلوب شده و مملکت او بتصرف سلطان درآمده است و به سال 400 هَ.ق. پس از این شکست خود را مسموم کرده و درگذشته است.

فرهنگ فارسی

فرمانروای غور بوده و در جنگی با محمود سبکتکین مغلوب شده

جمله سازی با ابن سوری

💡 معترضان سوری همچنین معتقدند از شبیحه برای قتل نیروهای امنیتی و نظامی که از سرکوب تظاهرکنندگان امتناع می‌کنند، استفاده می‌شود.

💡 ساخته ظاهر معجز لعلت ز آتش سوزان چشمهٔ حیوان کرده هویدا صنع جمالت در گل سوری عنبر سارا

💡 بزمی‌است کزین بزم همی فخر کند ماه سوری است کزین سور همی رشک برد حور

💡 بنفشه را گل سوری مگر به خرده گرفت که مانده بر سر یک پای بهر استغفار

💡 امپراتوری سور یک حکومت پشتون تبار از قبیله سور حاکم بر شمال هندوستان بود که توسط شیرشاه سوری بنیانگذاری شد.

💡 حسین‌آباد (رومشکان)، روستایی از دهستان رومیانی توابع بخش سوری شهرستان رومشکان در استان لرستان ایران است.

سقا یعنی چه؟
سقا یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز