لغت نامه دهخدا
ابن بقیع. [ اِ ن ُ ب ُ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) سگ. ( المزهر ).
ابن بقیع. [ اِ ن ُ ب ُ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) سگ. ( المزهر ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که از فیض مزار تو شرف یافت بقیع گردم مرگ کسی را شود آنجا مدفن
💡 بهگفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده است و بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص میکنند.
💡 تولّد ۱۷ ربیعالاول سال ۸۳ پس از هجرت درگذشت ۲۵ شوال سال ۱۴۸ پس از هجرت زادگاه مدینه مدفن قبرستان بقیع، مدینه
💡 بنا به برخی روایت ها حلیمه قبل از فتح مکه (رمضان سال ۸ قمری) درگذشت. مقبره او در قسمت شمال شرقی قبرستان بقیع قرار دارد.
💡 تولّد ۱ رجب سال ۵۷ پس از هجرت زادگاه مدینه مدفن قبرستان بقیع، مدینه