لغت نامه دهخدا
راست بینی. ( حامص مرکب ) عمل راست بین. مقابل کج بینی. || مقابل خطابینی. درست بینی. حقیقت بینی. و رجوع به راست بین و کج بینی شود.
راست بینی. ( حامص مرکب ) عمل راست بین. مقابل کج بینی. || مقابل خطابینی. درست بینی. حقیقت بینی. و رجوع به راست بین و کج بینی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان را نه سر راست بینی نه پای بنای محبت بماند به جای
💡 یک آهنگ است اگر تو راست بینی که اینجا شعبه و آنجا مقام است
💡 زین تواضع که فرود آیی خدا راست بینی بخشد آن چشم ترا
💡 اگر انصاف دادی راست بینی درون کعبه با جانان نشینی