ابن القصاب
لغت نامه دهخدا
ابن القصاب. [ اِ نُل ْ ق َص ْ صا ] ( اِخ )ابوعبداﷲ مؤیدالدین محمدبن علی. از وزرای دولت عباسی. او از دست ناصر لدین اﷲ بسفارت نزد تکش خان خوارزمشاه بهمدان شد و خوارزمشاه در او آثار دسیسه و فساد مشاهده کرد و امر به دستگیری او و کسان وی داد، ابن قصاب بگریخت و به بغداد شد و با تطمیع خلیفه بتسلط مستقیم و استخلاص ایران با لشکری گران بازگشت و بسیاری از آن نواحی را باطاعت خلیفه درآورد و در 592 هَ.ق. بهمدان درگذشت، و خوارزمشاه 15 روز پس از مرگ او همدان را تسخیر و جسد او را از قبر بیرون کرده سر اوبخوارزم فرستاد. ابن القصاب مردی داهی و سائس بود.
فرهنگ فارسی
از وزرای دولت عباسی
جمله سازی با ابن القصاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتوای بمب مقعدی که منتسب به شیخ ابو دماء القصاب است، یک روش بیسابقه و ابتکاری برای عملیات شهادت طلبانه دانسته شده است.
💡 در ۱۴ فوریه ۱۹۳۹، عبدالرحمن شهبندر و کامل القصاب از مردم، برای اعتراض به دولت جمیل مردم بک درخواست تجمع کردند، این دو تن بر این باور بودند که دولت مردم بک در محافظت از حقوق مردم سوریه در حفظ بقای استان اسکندرون برای سوریه کمکاری کردهاست لذا مردم را برای انحلال دولت تشویق میکردند. تظاهراتهایی که در پی درخواست دو شخص مذکور روی داد یکی از بزرگترین تظاهراتهای ضد تشکل ملی و دولت مردم بک بودهاست که چهار روز ادامه داشت. این اعتراضها منجر به استعفای دولت و رئیسجمهور سوریه در ۱۸ فوریه ۱۹۳۹ شد و رئیسجمهوری به معاون رئیسجمهور، لطفی الحفار رسید که کابینهٔ جدید را ۲۳ فوریه تشکیل داد.