لغت نامه دهخدا
ابن الغمام. [ اِ نُل ْ غ َ ] ( ع اِ مرکب ) سرما.
ابن الغمام. [ اِ نُل ْ غ َ ] ( ع اِ مرکب ) سرما.
سرما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اينجا روى سخن به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و در واقع بهدنبال بحث آيه قبل كه مى فرمود آيا اين همه نشانه ها ودلايل روشن براى جلوگيرى از لغزش آدمى و رهائى او ازچنگال عدو مبين يعنى شيطان كافى نيست، خداوند در اين آيه مى فرمايد: (آيا آنها انتظاردارند كه خداوند و فرشتگان در سايه هاى ابرها به سوى آنها بيايند) ودلايل ديگرى در اختيارشان بگذارند با اينكه چنين چيزىمحال است و به فرض كه محال نباشد چه ضرورتى دارد(هل ينظرون الا ان ياتيهم الله فى ظلل من الغمام و الملائكة ).