ابن الخل

لغت نامه دهخدا

ابن الخل. [ اِ نُل ْ خ َل ل ] ( اِخ ) ابوالحسن محمدبن مبارک بغدادی فقیه. درمدرسه نظامیه علم آموخت و در مسجد رحبه بتدریس پرداخت. گویند خطی نیکو داشت و دوستداران خط برای به دست آوردن آن بسیار از او استفتا میکردند تا کار بر اوتنگ شد، آنگاه با قلم شکسته فتاوی نوشت و بدین تدبیر از زحمت آنان بیاسود. برادر او احمدبن مبارک ابوالحسین، فقیه و شاعر بود. ( 475-553 یا 552 هَ.ق. ).

فرهنگ فارسی

در مدرسه نظامیه علم آموخت و در مسجد رحبه بتدریس پرداخت

جمله سازی با ابن الخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در دهکده میت الخلی عبدالله، مرکز زارکا در استان دیمیتا متولد شد و دکترای فلسفه را از دانشگاه لندن به دست آورد.

💡 كان اميرالمومنين (ع ) اشبه الناس طعمةبرسول الله (ص ) كان ياكل الخبز و الخل و الزيت و يطعم الناس الخبز و اللحم(202)

💡 عن ابى عبدالله (ع ) قال: كان احب الاصباغ الىرسول الله (ص ) الخل و الزيت، و قال هو طعام الانبياء(391)

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز