ابن احمر

لغت نامه دهخدا

ابن احمر. [ اِ ن ُ اَ م َ ] ( اِخ ) نام بطال و مغفلی مشهور، و از اخبار او کتابی به نام نوادر ابن احمر کرده اند. ( ابن الندیم ).
ابن احمر. [ اِ ن ُ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به محمدبن یوسف شود.

فرهنگ فارسی

نام بطال و مغفلی مشهور

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابن احمر (ابهام زدایی). ابن احمر ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابوالوالید ابن احمر، اِبْن ِ اَحْمَر، ابوالوالید، اسماعیل بن یوسف بن خزرجی، ادیب، شاعر، فقیه و مورخ سدة ۸ -۹ق /۱۴- ۱۵م و از مقربان خاص ابوعنان مرینی در مغرب • ضیاءالدین ابن احمر، اِبْن ِ اِخْوَه، یا اِبْن اُخُوَّه، ضیاءالدین محمد بن محمد بن احمد بن ابی زید قرشی (۶۴۸ -۷۲۹ق /۱۲۵۰-۱۳۲۹م )، فقیه و محدّث شافعی
...

جمله سازی با ابن احمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر نیروهای سازمان هلال احمر، سازمان و نهادهای دولتی و غیردولتی نیز در کمک رسانی مشارکت داشتند.

💡 بـــيـــانـــات امـــام خــمينى در جمع گروهى از آموزشياران نهضت سوادآموزى و كاركنانجمعيتهلال احمر جمهورى اسلامى

💡 چو پوشیده ز پیراهن‌که هر یک را بود پیدا به‌تن جامه یکی اخضر یکی احمر یکی اصفر

💡 هشام بن احمر مى گويد: فرداى آن روز، امام كاظم (ع ) مرا نزد برده فروش ‍ فرستاد وفرمود: (به او بگو: بهاى آن دختر چقدر است، هر چه گفت، بگو از آن من باشد).

💡 بدستی باده ی احمر بدستی مصحف فتوی زهی ساقی گلرویان که صوفی وا میآید

💡 می همین دل مردگان را نیست اکسیر حیات رنگ رخسار ترا هم کیمیای احمر است

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز