یکی یکدانه
اصطلاح یکی یکدانه در زبان فارسی به معنای فرزند منحصربهفرد یا تنها فرزند پدر و مادر است و بار معنایی بسیار عاطفی و محبتآمیزی دارد. این عبارت برای اشاره به کسی به کار میرود که تنها فرزند خانواده است و به همین دلیل در دل خانواده جایگاه ویژه و منحصر به فردی دارد.
در گفتار روزمره و محاوره، وقتی کسی را یکی یکدانه مینامند، قصد دارند جایگاه ممتاز و خاص او را در خانواده یا میان نزدیکان برجسته کنند. این اصطلاح نه تنها به بعد کمّی (تنها بودن) اشاره دارد، بلکه بار عاطفی و محبت عمیقی را نیز منتقل میکند که نشاندهنده علاقه و ارزشمندی بسیار آن فرد نزد والدین و اطرافیان است.
علاوه بر کاربرد اصلیاش در اشاره به فرزند منحصربهفرد، این ترکیب گاهی در معنی گستردهتری نیز به کار میرود؛ مثلاً برای اشاره به شخص یا چیزی که در میان گروه یا خویشان بسیار خاص، بینظیر و تک به حساب میآید. به این ترتیب، یکی یکدانه میتواند نمادی از یگانگی، منحصر به فرد بودن و ارزش والای فرد یا شیء در میان دیگران باشد.
مترادفها
تکتک، دانهدانه
متضادها
دستهجمعی، همگی
لغت نامه دهخدا
یکی یکدانه. [ ی َ / ی ِ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) فرزند یگانه. فرزند منحصربه فرد.تنها فرزند پدر و مادر. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ معین
( ~. یِ. نِ ) (ص. ) (عا. ) دُردانه، بسیار عزیز. کنایه از: فرزند منحصر به فرد.
فرهنگ فارسی
(صفت ) شخص (مخصوصا فرزند ) منحصربه فرد تنها فرزند پدر و مادر.توضیح شاید بتوان بر سبیل توسع این ترکیب را برای چیز یا خویشان منحصربه فرد نیز بکار برد.
ویکی واژه
(عا.)
دُردانه، بسیار عزیز. کنایه از: فرزند منحصر به فرد.
جمله سازی با یکی یکدانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منیژه (پانتهآ بهرام): دختر یکی یکدانه حاجی کارخانه، مادرش در هفت سالگی مرده و زیر دست نامادری (مهری) بزرگ شده. سر همین ماجرا با پدرش بد افتاده و با او لج میکند. چون پدرش مخالف ازدواج او با عطاست. او اصرار به این ازدواج دارد. نقشه دزدی را میکشد. وقتی سرقت لو میرود و عطا دستگیر میشود او با عادل ازدواج میکند و از محله شان میرود.