لغت نامه دهخدا
یابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) اسم از یاب و یافتن. قیاساً این کلمه را می توان پس از کلمه دیگر آورد و اسم آلت ساخت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
یابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) اسم از یاب و یافتن. قیاساً این کلمه را می توان پس از کلمه دیگر آورد و اسم آلت ساخت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
اسم از یاب و یافتن قیاسا این کلمه را می توان پس از کلمه دیگر آورد و اسم آلت ساخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میوهٔ درخت کُنار (سِدر) را پس از خشک شدن، در جون(javan) که کندهٔ درخت ست خرد کرده؛ هسته اش را میگیرند و در ظرفی ریخته و نگهداری میکنند. این گرد را خشکاخشک و یابه همراه آب یا روغن محلی میخورند که بسیار سیری آورست. همچنین در شکم روش و خشکی شکم بجای دارو میخورند.
💡 یابه بیماری جان تن در دهید یا حذر از چشم بیمارش کنید