گیتی پژوه

لغت نامه دهخدا

گیتی پژوه. [ پ ِ / پ َ ] ( نف مرکب ) مرکب از: گیتی + پژوه، پسوند فاعلی. ( از حاشیه برهان چ معین ). دنیاطلب و طالب دنیا باشد چه گیتی به معنی دنیا و پژوه، طالب و خواهان و جویان باشد. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 314 ). دنیاخواه. دنیادوست. خواهان دنیا. || کنایه از پادشاه باشد. ( برهان قاطع ):
همه کار شاهان گیتی پژوه
ز رای وزیران پذیرد شکوه.نظامی.بسا پادشاهان گیتی پژوه
کزین کار گشتند آخر ستوه.
نظامی ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( از فرهنگ شعوری ج 2 ص 314 ) ( ارمغان آصفی ).

فرهنگ عمید

پژوهندۀ گیتی، جهان جو، دنیاطلب.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) طالب دنیا دنیا طلب خواستار جهان. ۲ - پادشاه.

جمله سازی با گیتی پژوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گیتی پژوهی چه پاییم دیر؟ که دودیست بالا و گَردی‌ست زیر

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز