گوهرفروشی

متضادها

پاکدامنی، عفاف‌داری

لغت نامه دهخدا

گوهرفروشی. [ گ َ / گُو هََ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرفروش. عمل جوهری. جوهرفروشی:
کنون لعل و گوهرفروشی کند
خردکی در این ره خموشی کند.نظامی.من آن گوهر آورده از ناف سنگ
به گوهرفروشی ترازو به چنگ.نظامی.

جمله سازی با گوهرفروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شراب ار نداری به خم، پرمجوش چو گوهرفروشی ندانی، خموش

💡 او با استفاده از کلمات بسیار زیبا و فریبنده، سعی داشت با گوهرفروشی و بزرگ‌نمایی بیش از حد ویژگی‌های محصول خود، مشتریان را به خرید وسایل بی‌ارزش ترغیب کند.

💡 در دنیای سیاست امروز، بسیاری از سخنرانی‌ها تنها نوعی گوهرفروشی هستند که با وعده‌های توخالی و اغراق‌های مبالغه‌آمیز، سعی در جذب حمایت‌های مردمی و انتخاباتی دارند.

💡 برخی از افراد در روابط عاطفی با استفاده از گوهرفروشی و وعده‌های دروغین، سعی می‌کنند اعتماد طرف مقابل را به دست آورند، اما در نهایت با شکست مواجه می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران