گوهرخر

لغت نامه دهخدا

گوهرخر. [ گ َ/ گُو هََ خ َ ] ( نف مرکب ) خریدار گوهر:
گهرخریدند او را به شهرها چندان
که سیر گشت ز گوهرفروش، گوهرخر.فرخی.گاه گوهرپاش گردد گاه گوهرگون شود
گاه گوهربار گردد گاه گوهرخر شود.فرخی. || مجازاً سخن شناس. شعرشناس. نوازنده شاعر:
جهانی به گوهر برانباشتم
که چون شاه گوهرخری داشتم.نظامی.

جمله سازی با گوهرخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گوهر برون آمد از کان کوه ز گوهرخران گشت گیتی ستوه

💡 میان بسته هر یک به گوهرخری خریدار گوهر بود گوهری

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز