گوهر افشاندن

لغت نامه دهخدا

گوهر افشاندن. [ گ َ / گُو هََ اَ دَ ] ( مص مرکب ) گوهر پاشیدن. فروریختن گوهر بر کسی یا بر چیزی. پخش کردن گوهر:
جهان آفرین را همی خواندند
بر آن موبدان گوهر افشاندند.فردوسی.مرا مشتری هست گوهرشناس
همان گوهر افشاندن بی قیاس.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو ریختن گوهر نثار کردن جواهر: جهان آفرین را همی خواندند بران موبدان گوهر افشاندند.

جمله سازی با گوهر افشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا مشتری هست گوهرشناس همان گوهر افشاندن بی قیاس

💡 ور تو اندیشی که گاه گوهر افشاندن ز لعل از لبت گم بودگان را رهنمایی نیست هست

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز