گوزون
مترادفها
آهو، گوزن
لغت نامه دهخدا
گوزون. ( اِخ ) دهی است از دهستان طبس مسینا از بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در 47 هزارگزی خاور درمیان و 9 هزارگزی خاور طبس. کوهستانی و گرم سیر است و 26 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شلغم و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان طبس مسینابخش در میان و ۹ هزار گزی خاور طبس.
دانشنامه عمومی
گوزون ( به لاتین: Guzun ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی خواهان واقع شده است.
جمله سازی با گوزون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مایکل ای. در خصوص دو تاریخ اعلام نظر کردهاست، وی اعتقاد دارد که نسخهای که در حال حاضر از داستانها داریم به صورت داستانها و شعرهای فولکلور در حدود قرن ۱۳میلادی ساخته شدهاند و در حدود قرن ۱۵ میلادی به صورت مکتوب درآمده است. حداقل یکی از داستانها (داستان هشتم: بوسات اولدوردوگی تپه گوزون بویو (داستان تپه گوز کشته شده به دست بوسات) در نسخه مکتوب در ابتدای قرن ۱۴ مشابهتی با داستان منتشرنشدهای به زبان عربی با نام Durar al-Tijan,کتابت شده در مصر به تاریخ ۱۳۰۹ تا ۱۳۴۰ میلادی دارد.