گوزد

لغت نامه دهخدا

گوزد. [ گ َ / گُو زَ ] ( اِ ) به معنی جعل باشد، و آن جانوری است که سرگین را گلوله کند و غلطاند و ببرد. ( برهان ). گوزده. گونژده. قیاس شود با طبری گوی زنگو ( جعل )، مازندرانی کنونی گوزنگو «واژه نامه 666». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( شعوری ج 2 ص 295 ). این کلمه را به صورت گورد هم آورده که تصحیف گوزد است. رجوع به گوگار شود.

دانشنامه عمومی

گوزد ( به لاتین: Gvozd ) یک شهرستان در کرواسی است که در شهرستان سیساک - موسلاوینا واقع شده است. گوزد ۲۱۵٫۰۶ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۹۷۰ نفر جمعیت دارد و ۱۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
گوزد (استان اشوی داشکسیه). گوزد ( به لهستانی: Gózd ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در گمینا وانچنا واقع شده است. گوزد ۵۶۰ نفر جمعیت دارد.
گوزد (شهرستان رادوم). گوزد ( به لاتین: Gózd ) یک روستا در لهستان است که در گمینا گوزد واقع شده است. گوزد ۸۰۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با گوزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن بصرى، مردى را ديد با جامه هاى گرانبها و سر و وضعى زيبا. گفت: اين چه مىكند؟ گفتند: در حضور اميران مى گوزد و آنان را مى خنداند و آنان به او جايزه مى دهند.گفت: در دنيا، كسى چون او، به حق خويش ‍ نرسيده است.

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز