گل شدن
مترادفها
شکوفا شدن، شکفتن
متضادها
پژمرده شدن
لغت نامه دهخدا
گل شدن. [ گ ُ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) کنایه از ظاهر شدن و فاش گردیدن. ( برهان ). ظاهر شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || خاموش شدن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 241 ):
در این داوریگاه ظلمت نشان
شد از باد شمشیر گل شمع جان.ارسلان خان والا ( از آنندراج ).|| کنایه از عظمت و بزرگی یافتن. ( برهان ) ( آنندراج ).
گل شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آلوده شدن. ( آنندراج ):
میرسد از سازش ما یار را آلودگی
گر خدا را دست از تخمیر آدم گل شود.طاهر وحید ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( فوتبال ) داخل شدن توپ یک دسته در درواز. حریف.
کنایه از آلوده شدن
جمله سازی با گل شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فید اوی (Fade away) به نوعی از پرتاب توپ گفته میشود که بازیکن قبل از شوت پرشی مایل به عقب انجام میدهد و وقتی که هنوز پایش به زمین نرسیده توپ را رها میکند. استفاده این حرکت برای زمانی است که مدافع بسیار به شوت زن نزدیک است و میتواند شوت او را بلاک کند(مانع گل شدن توپ شود) و با این حرکت پرتابکننده دست و بدن خود را مایل به عقب دور از دست راست دفاع قرار میدهد.
💡 بانتونیت را برای آببندی کردن هم به کار میبرند؛ که پس از مکیدن آب، و گل شدن، باد میکند و جاهای خالی آن پر میشوند و دیگر آب در ریزه سوراخهای پر شدهاش مانند کاهگل بام نشت نمیکند.
💡 غنچه هر وقتی که خواهد می تواند گل شدن گل نگردد غنچه، دل را از شکفتن پاس دار
💡 او در بازی برگشت در مقابل استقلال در دقایق پایانی یک پنالتی گرفت؛ که با گل شدن ضربه پنالتی توسط مازیار زارع، بازی با تساوی ۱–۱ به پایان رسید.
💡 لطیفه ی ست که در کار ناصحان از ماست چو گل شدن همه تن گوش و حرف نشنیدن