گرم جوشی

لغت نامه دهخدا

گرم جوشی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) محبت و اختلاط کردن. ( آنندراج ) ( غیاث ). اختلاط بسیار کردن. ( مجموعه مترادفات ص 29 ). || تپاک نمودن. ( آنندراج ) ( غیاث ). اضطراب. بی قراری.

فرهنگ فارسی

۱ - معاشرت و اختلاط بسیار. ۲ - اضطراب بیقراری.

جمله سازی با گرم جوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست نغمه هم حسرت غبار ناله‌های درد ماست

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز