کینده

لغت نامه دهخدا

کینده. [ ک َ ی َ دَ / دِ ] ( ص ) غالب و چیره، و به معنی ماده و سبب و باعث، و آن را کیوده نیز گفته اند. ( از فرهنگ دساتیر ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). فاتح و غالب و مظفر و فیروز. ( ناظم الاطباء ).

دانشنامه عمومی

کینده شهری در شهرستان کینده در استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۱۳۰۳۳ نفر است.

جمله سازی با کینده

💡 زرکوم شهری در شهرستان کینده در استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۳۲۴۵ نفر است.