کین گستری

لغت نامه دهخدا

کین گستری. [ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) دشمنی اندازی و سبب خصومت و عداوت گشتن. ( ناظم الاطباء ). || کین کشی. کین ستانی. انتقامجویی:
ببین تا به هنگام کین گستری
چه خون راندم از زنگی و بربری.نظامی.

جمله سازی با کین گستری

💡 نه‌بوده‌است کین گستری‌پیشه‌اش‌ نه بر رهزنی بوده اندیشه‌اش