کلمهی «کین کشیدن» در فارسی به معنای داشتن کینه و نفرت نسبت به کسی و تمایل به آسیب رساندن یا تلافی کردن است. این اصطلاح معمولاً برای توصیف حالتی بهکار میرود که فرد به دلیل ظلم، بیعدالتی یا نارضایتی قبلی، خصومت و دشمنی را در دل نگه میدارد. کین کشیدن میتواند به شکل ذهنی و احساسی باشد، یعنی فرد مایل است دیگران را مورد آزار یا انتقام قرار دهد، یا در عمل نمود پیدا کند و باعث ایجاد مشکلات و درگیریها شود. این واژه بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده حالت روحی ناسالم و تمرکز بر گذشته و تلخیهای آن است. در ادبیات فارسی، شاعران و نویسندگان از کین کشیدن برای تصویرسازی خصومت، دشمنی و تأثیرات منفی آن بر شخصیت فرد و روابط اجتماعی استفاده کردهاند. این اصطلاح در مکالمه روزمره نیز برای اشاره به افرادی بهکار میرود که روحیه انتقامجویانه دارند و رفتارشان تحت تأثیر خصومت گذشته است. از نظر معنایی، «کین کشیدن» با واژههایی مانند کینهتوزی، دشمنی داشتن، نفرت ورزیدن و انتقامجویی نزدیک است.
کین کشیدن
لغت نامه دهخدا
کین کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) انتقام کشیدن. خونخواهی کردن. طلب خون کردن:
گر این کینه از ایرج آمد پدید
منوچهرسرتاسر آن کین کشید.فردوسی.قصد اطراف مملکت را دارند که کین پدران را از مسلمانان بکشند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 378 ).
به زودی کشد بخت از آن خفته کین
چو بیداری او را بود در کمین.اسدی.واکنون که چون شناختمش زین پس
برگردم و از او بکشم کین.ناصرخسرو.فرزند توایم ای فلک ای مادر بی مهر
ای مادر ما چون که همی کین کشی از ما؟ناصرخسرو.بدین سنت کجا نوح پیمبر
به طوفان کین کشید از اهل کفران.ناصرخسرو.چرخ را جمشید وافریدون نماند
کز من مسکین کشد کین ای دریغ.خاقانی.بپرسیدند کز طفلان خوری خار
ز پیران کین کشی چون باشداین کار؟نظامی.غایبی مندیش از نقصانشان
کو کشد کین ازبرای جانشان.مولوی.زین سان که بکشتی به شکرخنده جهانی
خواهم که به دندان کشم از لعل تو کینها.امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) انتقام کشیدن.
جمله سازی با کین کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازو کین کشیدن بسی کار نیست سنان مرا پیش دیوار نیست
💡 نزد شما غریب است وارد در این بیابان شمشیر کین کشیدن بیجا بروی مهمان