کیخسروخان

لغت نامه دهخدا

کیخسروخان. [ک َ / ک ِ خ ُ رَ / رُو ] ( اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و خواهرزاده رستم خان سپهسالار گرجی بود. ( فرهنگ سخنوران تألیف خیامپور ص 493 ). در زمان شاه عباس صفوی به مناصب عالی نایل شد. ( از قاموس الاعلام ترکی ). با سپاه ازبک جنگهای مردانه کرد و سرانجام به منصب تفنگچی آقاسی گری نایل شد و گاه شعر می گفت. از اوست:
پیش رویش سوختم آخر دل دیوانه را
چون نگه دارد کسی از سوختن پروانه را
چاک می سازم به ناخن سینه چون بینم رُخَش
چون برآید مُهر بگشایند روزن خانه را.( از تذکره نصرآبادی ص 17 ).رجوع به همین مأخذ شود.

جمله سازی با کیخسروخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افغانان غلزایی قندهار از ستمگری‌های گرگین‌خان گرجی، حاکم شهر به ستوه آمده به اغوای میرویس غلزایی کلانتر شهر بر سر او ریخته وی را کشتند. پس از کشته گرگین‌خان، افغانان همگی نیروهای پادگان شهر را از دم شمشیر گذرانیده پرچم مخالفت برافراشتند. شاه سلطان حسین صفوی هنگامی از خواب بیدار شد که کار از کار گذشته بود. قندهار سر از فرمان دربار صفوی پیچیده، میرویس به حاکمی شهر رسیده بود. چون یک سال از این میان گذشت، شاه سلطان حسین پس از اینکه با فرستادن نمایندگان خود از تسلیم میرویس و فرمانبرداری غلزایی‌ها ناامید شد و کیخسروخان گرجی، برادرزاده گرگین‌خان را با ۳۰ هزار سپاهی، به خونخواهی عمویش و سرکوبی میرویس فرستاد. کیخسروخان پس از یکسال محاصرهٔ شهر، کاری از پیش نبرد و تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که عبدالله خان پسر حیات سلطان ابدالی را که در خاک هند به سر می‌برد، به فرماندهی افغانان شمالی برگماشته و در این اندیشه بود که به کمک او به شهر تاخته کار میرویس را بسازد؛ ولی در این گیرودار کسان میرویس او را غافلگیر نموده، کشتند و از همه سپاهیانش تنها ۷۰۰ تن توانستند جان سالم به در برند.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز