کوه بری
مترادفها
کوهکن، کوهنورد
لغت نامه دهخدا
کوه بری. [ ب ُ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کوه بر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کوه بُر شود.
فرهنگ فارسی
شغل و عمل کوه بر
جمله سازی با کوه بری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زمین از گرانیش لرزان شود ز تفش دل کوه بریان شو