لغت نامه دهخدا
کوسیان. [ کُس ْ سیا ] ( اِخ ) کوسی ها. کشو. کاسو.کاسی. کیسی. کوسی. کاس سیت. و رجوع به کاسیان در همین لغت نامه و ایران باستان ج 2 صص 1907-1909 شود.
کوسیان. [ کُس ْ سیا ] ( اِخ ) کوسی ها. کشو. کاسو.کاسی. کیسی. کوسی. کاس سیت. و رجوع به کاسیان در همین لغت نامه و ایران باستان ج 2 صص 1907-1909 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساموئل نُرایری کوسیان (ارمنی: Սամվել Նորայրի Կոսյան؛ زادهٔ ۲۴ ژانویهٔ ۱۹۴۷ شاعر، مترجم، روزنامهنگار، نمایشنامهنویس اهل ارمنستان است.